“سلام سوران ، این دکتر اینو اینو است. چطور هستید؟”


“خوب ، من خوبم ، اما درد زیادی دارم. پای راست من چه شد ، چرا آنجا نیست؟ “

“متأسفانه مین منفجر شد و پای شما شکست. مجبور شدیم آن را قطع کنیم ، اما نگران نباشید. ما آن را با یکی جایگزین می کنیم ، شما می توانید پیاده روی کنید و مانند قبل با آن بازی کنید… »

“من کجا هستم؟”

“این اتاق یک واحد احیا است.”

دکتر اینو اینو چندین بار نزد من آمد. یک روز او با دو عصا به آنجا رسید. او مرا برد ، به من کمک کرد تا روی پایم بایستم ، عصای من را تنظیم کرد و به من گفت که به جلو نگاه کنم.

از آن ژست می دانستم که به من این فرصت را می دهد که بلند شوم ، بهبود یابم ، و زندگی را از نو شروع کنم.

“بیا بریم!” او گفت.

“جایی که؟”

“سعی کن راه بری ، سوران. تمرینات توانبخشی برای یادگیری نحوه راه رفتن با پروتز جدید ضروری است. “

با این کار ، دکتر اینو اینو از من خواست تا دوباره شروع کنم.

او به من گفت که می توانم به مدرسه بازگردم. من فوراً به او گفتم: “من نمی خواهم به مدرسه برگردم.” او به من قول داد که اگر این کار را انجام دهم ، بهترین دوچرخه جهان را به من می دهد … و او این کار را کرد.

آن قول به من داده شد شجاعت رفتن به خانه ، سپس بازگشت به مدرسهسال پنجم را با پروتزم به پایان برسانم.

ما 22 سال پس از آن قول دوباره ملاقات کردیم. این اتفاق در میلان ، در سال 2019 ، در جشنواره سالانه فوری رخ داد.

وقتی همدیگر را دیدیم ، دکتر اینو اینو را برای مدت طولانی در آغوش گرفتم.

ممنون اینو اینو برای انسانیت شما ، برای همه مخالفت های شما با جنگ ، برای همه روزهای سختی که در کنار اورژانس با آن روبرو شدید ، همیشه در کنار بیماران خود باشید.

– سوران

یک ماه پیش ، در 13 آگوست ، اینو اینو ما را ترک کرد. امروز ما او را به قول سوران به یاد می آوریم ، که در سال 1996 با او ملاقات کرد.

امروز سوران ازدواج کرده ، دو دختر دارد و معلم است. او در زمینه تاریخ ، هنر و ادبیات تخصص دارد ، اما به دانش آموزان خود می آموزد که چگونه معادن را بشناسند و چگونه از آنها جلوگیری کنند.

پست “سوران بار ، این دکتر اینو اینو است. شما چطور هستید؟ »اولین بار در EMERGENCY UK ظاهر شد.

دیدگاهتان را بنویسید