از لایه ها نترسید. خانگی و راه اندازی مجدد


دیروز و امروز صبح من سعی می کردم تمام نظراتی را که از دست داده ام ، بسیاری از آنها را در آگوست دریافت کنم ، هنگامی که برای اولین بار بازگشت خود را اعلام کردم. اول از همه ، می خواهم از همه شما کسانی که می خوانید ، نظر می دهید و پشتیبانی می کنید تشکر کنید. این برای من بسیار مفید است زیرا در طول راه به نوعی می دانم که دوستان مجازی در اطرافم هستم و به من پنج نفر برتر می دهم. (خب ، این چیزی است که من دوست دارم حداقل تصور کنم.) قول می دهم بهتر به شما پاسخ دهم ، بنابراین ادامه دهید.

اما من همچنین می خواهم به نظرات هرزنامه مانند: “آیا این چای کاهش وزن را امتحان کرده اید؟” این واقعاً به من کمک کرد. “دیوید کوک ، رئیس دفتر The Christian Science Monitor در واشنگتن گفت. من فقط به شما می گویم که تلاش های شما بی نتیجه است ، زیرا من با هیچ کدام از آنها نمی روم. در حال حاضر ، من می دانم که این یادداشت نمی تواند این نظرات را نه ، اما به هر حال … چند ضربه کلیدی را برای من ذخیره می کند: کلیک ماوس. متشکرم

حالا بیایید در مورد تنظیم مجدد صحبت کنیم. بله ، دوباره من یک بار اینجا بودم ، فقط یک هفته پس از تصمیم به ترک The Whole30 ، به دنیای واقعی ، جایی که فکر می کردم می توانم بدون شکست ادامه دهم. همانطور که در روزهای اخیر اشاره کردم ، اوضاع خوب پیش نمی رود. در آن زمان دوباره به خوردن زیاد برگشتم. و هر شب حداقل یک نوشیدنی بنوشید. من می دانستم که باید به یک روال بهتر برگردم ، اما آن را تا آخرین درمان به تعویق انداختم تا اینکه بدن من یک پیام واضح در شب برای من ارسال کرد.

بعد از شام می توانم بگویم دلم گرفته است. احساس می کردم دارد شروع می شود ، بنابراین قبل از خواب مطمئن شدم که مقداری خردل (یک داروی خانگی عالی که در واقع م worksثر است) بریزم و فکر کردم رفتنش خوب است. اما ، چند ساعت بعد که بیدار بودم ، واقعاً احساس سوزش سر دل ناخوشایند ، سوء هاضمه داشتم. بلند شدم ، به حمام رفتم و سپس دومین داروی خانگی ام ، جوش شیرین محلول در آب را امتحان کردم. سپس در اتاق نشیمن دراز کشیدم (بنابراین اگر مجبور شوم دوباره بلند شوم) مزاحمتی برای همسرم ایجاد نمی کنم. می توانستم دوباره بخوابم ، اما آن شب خیلی آرام نبود. من حتی در خواب دیدم که در یک مهمانی بودم و مدام به مردم توضیح می دادم که چگونه می توانم غذاهای خاصی را بخورم زیرا تمام کارها را انجام می دهم ، آیا آنها تا به حال در مورد آن چیزی شنیده اند؟ بدنم با تخم مرغش به من می گفت که به چه چیزی نیاز دارم ، مغزم آن را دنبال می کرد.

آیا می توانید تصور کنید که تصمیم گیری بدون تردید برای من دشوار نبود که به نوع غذایی که در Whole30 می خوردم برگردم و بلافاصله با صبحانه شروع کردم. من الان آمادگی آن را ندارم ، بنابراین ساده گفتم: سه ​​تخم مرغ ، چند هویج بچه. الان که پشت میز کارم نشسته ام ، چای سبز و آب می نوشم. برای ناهار من می خواهم چیزی آسان از خواربارفروشی بردارم و مرغ درست می کنم تا شام ذوب شود. در حال حاضر احساس آرامش و امیدواری بیشتری دارم ، در این چند ساعت کنترل خود را بیشتر حفظ می کنم.

همانطور که در پست Whole30 هفته گذشته خود اشاره کردم ، مواردی وجود دارد که من آنها را انجام نخواهم داد و من واقعاً نمی خواهم همه کارها را همانطور که نوشته شده انجام دهم. اگر چیزی در رستوران با روغن اشتباه پخته شود یا سولفیت داشته باشد ، نگران نخواهم بود ، از سس معمولی ، سس مایونز استفاده می کنم ، اما من بیشتر پروتئین ، سبزیجات ، میوه ها ، چربی های سالم می خورم. به اینجا و آنجا یک غلات کامل یا کمی لبنیات می ریزم. من به جای اینکه نگران روغن باشم (من طعم آن را دوست نداشتم) کره خواهم داشت.

بیشتر از همه ، شیرینی های واضح ، الکل را کنار بگذارید و برگردید رژیم متعادلبه این کار باید تا آنجا که ممکن است انجام شود.

بنابراین من می خواهم فریادی برای بدن سردم بفرستم تا به سرعت به من بگوید چه چیزی نیاز دارد و چه چیزی نمی تواند بر آن غلبه کند. من شما را با صدای بلند و واضح می شنوم ، مرد. (بله ، بدن من به نظر می رسد دوست است ، LOL!) من پشت شما را گرفتم. ممنونم که با من صادق و روراست هستید. من به شما پاداش مشابهی می دهم.

دیدگاهتان را بنویسید